محمد بن زكريا الرازي

112

كتاب الجدري والحصبة ( آبله و سرخك ) ( فارسى )

و ابن سرابيون « 5 » و ماسويه « 6 » و حنين بن اسحق « 7 »

--> ( 5 ) - ابن سرابيون ( Se ? rapion - ) - در تاريخ اطباء به دو نفر به نام ابن سرابيون برخورد مىكنيم . يكى يوحنا و ديگرى داود . اما وقتى كه ابن سرابيون مطلق گفته شود مقصود يوحناست . وى را دو كناش است يكى كناش كبير و ديگرى كناش صغير . كناش صغير وى چندين مرتبه از سريانى به عربى ترجمه شده اين سرابيون از پزشكان مكتب اسكندريه مىباشد . ( 6 ) - ابو يوحنا ماسويه - ( Mesue ? - ) - ماسويه برحسب پيشنهاد جبرئيل بن بختيشوع به بغداد آمد و رياست بيمارستان بغداد را عهده‌دار شد . بعضى گويند روزى ماسويه در جنديشاپور مطالبى گفت كه به نفع اعراب و ضرر بيمارستان بود . رئيس دانشكده و بيمارستان جنديشاپور ويرا - از مقامش خلع و حقوق او را قطع كرد . بدين جهت وى ( ماسويه ) روانه بغداد شد . آنگاه كه ماسويه به بغداد آمد و در برابر خاندان بختيشوع قرار گرفت ، بوسائلى خود را به فضل بن ربيع كه دشمن برمكيان بود نزديك كرد و نتيجة به دربار خلافت راه يافت و طبيب مخصوص دربار شد . عده‌اى از پزشكان مترجم بمانند ثابت بن قره و حنين بن اسحق و اسحق بن حنين شاگردان ماسويه بودند . ماسويه اول ( يا ماسويه پدر ) مدتى قريب سى سال در بيمارستان جنديشاپور به كار داروسازى اشتغال داشت و در بغداد بوسائلى چنان كه آمد به دربار خلافت راه يافت و بعدا به درمان خواهر هارون الرشيد و ديگران پرداخت . ويرا دو پسر بنامهاى ابو زكريا يوحنا بن ماسويه و ميخائيل بن ماسويه بود . اولى طبق نوشته ابن ابى اصيبعه قريب چهل و دو اثر در طب و فنون طبى و فروع آن داشته وفاتش به سال 243 هجرى قمرى ( - 857 ميلادى ) در سرمن‌راى در زمان خلافت متوكل عباسى اتفاق افتاد . اما از ميخائيل اثر و تأليف طبى در كتابها نيامده است . كتابهائى از يوحنا به لاتينى - ترجمه شده و قريب نه مرتبه از 1423 تا 1662 ميلادى در اروپا به چاپ رسيده است . به نظر مىرسد ( بلكه قطعى است ) نظر رازى در باب آبله كه نام ابن ماسويه را آورده يوحنا باشد . ( 7 ) - حنين بن اسحق - حنين سردسته خاندان آل حنين مىباشد كه در زبان لاتينى به ( Johannitus ) معروف مىباشد . پدرش اسحاق و نام خانوادگىاش عبادى و كنيه‌اش ابو زيد و مسيحى نسطورى و از مردم حيره بود . تاريخ تولدش 194 هجرى قمرى ( - 809 ميلادى ) در حيره و وفاتش به سال 259 يا 262 هجرى قمرى ( - 873 يا 877 ميلادى ) اتفاق افتاده است . پدر حنين داروساز و گياه فروش مسيحى نسطورى و از اهل حيره و قوم عباد بود .